بگو عمر عاشقی تموم نمیشه
منو با خودت ببر هرجا دلت خواست
دیگه هیچی نمی خوام این اخریشه
تو شریک دردمی تو این زمونه
تو زمونه ای که عاشقی رنگ خزونه
پرم از حس غریبی که میدونم
مثل بغض یا شاید بدتر از اون
تورو میشناسم غریبه نیستی
ساده تر بگم یه حس اشنایی
تو یه تعبیر زلالی مثل دریا
لحظه ای برای کشف یه معما
تو رو می خونم باور میکنم من
صادقانه با منی همیشه هر جا
تو همون راز نگفته توی سینه
منم اونکه با تو دیوونه ترینه
همه جا هرکجا هرجا که باشی
چشمای منتظرم تورو میبینه